عقایدونظرات اهل سنت وتشیع در موارد زیل آمده است .

لطفا نظرات خودر را با ذکر مذهب و در صورت تمایل نام خودرا ذکر کنید .

برای پیکری بهتر نظرات "لطفا شماره پاراگراف را نیز درج نمایید.

 

عقاید اهل تسنن

 

 

۱ـ فاضل دانستن ابوبكر و عمر بن خطاب

۲ـ دوست داشتن دو داماد پيامبر را، يعنى : عثمان و على

۳ـ محترم داشتن دو قبله را (بيت المقدس و مكه )

۴ـ مسح بر كفش پس از وضو

۵ـ  پرهیز ازشهادت وقضاوت این دو چیز

۶ـ  اعتقاد به اينكه گفتار و كردار خوب و بد

۷- نماز بر جنازه مطيع و گناهكار

۸ـ انجام نماز و دادن زكاه

۹ـ اطاعت سلطان و امام ، خواه جائر باشد و خواه عادل

۱۰ ـ فروع دین شامل نماز روزه حج جهاد زکات

۱۱ـ اصول دین شامل توحید نبوت معاد

 ۱۲ـاصحاب رسول ا...س

۱۳ـصیغه حرام است  (فعال) 

 ۱۴ـمهدویت (فعال)

عقاید  شیعه 

 

۱ـ عصمت چهارده معصوم

۲ـ  علی ولی الله وجانشین محمداست

۳ـ صحابی باسنگ میزان علی سنجیده میشوند

۴ـ مسح سر و پا در وضو و انداختن دستها در هنگام

۵ـ فدک   (فعال)

۶ـ  غدیر خم

 ۷ـ جنگ جمل

 ۸ـ جنگ صفین

۹ـ  جنگ نهروان

۱۰ـ آبات قران در شان اهل بیت

۱۱ـ فروع دین شامل نماز روزه حج جهاد زکات خمس امر به

۱۲ـ اصول دین شامل توحید نبوت معاد امامت عدالت

۱۳ـاصحاب رسول  ش

۱۴ـ عاشورا

 ۱۵ـثقیفه

 ۱۶ـمهدویت  (فعال)

 

 

 

+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 16:49 |

ازدواج موقت ویا صیغه که به آن متعه هم میگویند یکی از رسوم عرفی اعراب عصر جاهلیت قبل از اسلام بوده که باظهوراسلام بتدریج منسوخ وبا فرمان خداوند خط بطلان برآن کشیده شدونکاح شرعی جایگزین آن گردید.ولی این رسم جاهلیت که درواقع بازنا تفاوتی ندارد هنوز در اذهان گروهی از مردم باقی مانده وبااحادیثی پوچ وضد قرآنی آنهم ازراویانی منحرف وکذاب این بدعت را بعنوان سنت پیامبر معرفی کرده وبه آن حقیقت شرعیه داده ودامان پاک اسلام راآلوده اند.درحالیکه رواج این فحشا حاصلی ندارد جز ایجاد بهانه ای برای شهوت پرستی وهوسرانی وبدنامی جامعه اسلامی ومفاسد دیگر   پاراگراف۱

.ابتدا احادیث کذبی راکه شیعه به آن متمسک میشود را برسی میکنیم وسپس باآیات قرآنی واحادیث صحیح وموافق قرآن به رد آنها میپردازیم. صدوق از امام جعفر صادق- عليه السلام -روايت مي كند كه فرمودند:
 ( إن المتعة ديني و دين آبائي فمن عمل بها عمل بديننا و من أنكرها أنكر ديننا و اعتقد بغير ديننا) يعني صيغه دين من و دين پدران من است كسي كه به آن عمل كند به دين ما عمل كرده وكسيكه آنرا انكاركند دين ما را انكاركرده وبه دين ديگري غير از دين ما معتقد شده است »
من لا يحضره الفقيه 3/366
ملاحظه فرماييدكه بنابراين روايت هركس متعه نكند ،يا آنرا قبول نداشته باشد كافر است !
ازامام صادق -عليه السلام- پرسيده شد: آيا صيغه ثواب دارد ؟ فرمود:
« اگر مقصودش از آن رضاي خدا باشد ،در ازاي هر كلمه اي كه با او صبحت كند يك نيكي برايش نوشته مي شود و هر باريكه به او نزديك شود خداوندگناهي را از او ميبخشد ، وهرگاه غسل كند به انداره قطرات آبيكه بربدنش ريخته خداوند گناهانش را مي آمرزد »
من لايحضره الفقيه3/366
پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله- فرمودند!:« من تمتع بإمراة مؤمنة كأنما زار الكعبة سبعين مرة »كسي كه يك مرتبه با زن مسلماني صيغه كند گويا هفتاد مرتبه خانه كعبه را زيارت كرده است!" دقت كنيد ، آيا واقعا يك مرتبه صيغه كردن ! ثواب هفتاد زيارت كعبه را دارد ؟!
پيامبر- صلي الله عليه و آله – فرمودند:« من تمتع مرة أمن من سخط الجبار »
-كسي كه يكبار صيغه كند از غضب خداي جبار در امان مي ماند" و كسي كه دو بار صيغه كند با ابرار محشور ميگردد وكسيكه سه بارصيغه كند در بهشت دوشادوش من خواهد بود.
من لا يحضره الفقيه 3/ 366
آقاي فتح الله كاشاني در تفسير منهج الصادقين از پيامبر-صلي الله عليه و آله- روايت مي كند كه:
« فرمودند كسي كه يك مرتبه صيغه كند به مقام امام حسين -عليه السلام- ميرسد و كسي كه دو مرتبه صيغه كند به مقام حضرت امام حسن- عليه السلام- مي رسد، وكسي كه سه مرتبه صيغه كند به درجه مولا علي- عليه السلام -مي رسد، وكسي كه چهار مرتبه صيغه كند به درجه من مي رسد »
دقت كنيد كه طبق اين روايت اگر يك انسان پليدي يك مرتبه صيغه كند ارتقاء درجه ميكند و به مقام شامخ امام حسين عليه السلام مي رسد، واگر دو بار سه بارو چهار بار صيغه كند به ترتيب درجات امام حسن و امير المؤمنين و رسول اكرم- صلي الله عليه و آله - را كسب مي كند ؟!آيا مقام و منزلت رسول اكرم و ائمه اطهار تا اين حد آسان است كه باچنين فعل پستي ! بدست آيد؟! حتي اگر اين صيغه كننده از نظر ايماني به مرتبه بلندي رسيده باشد آيا ممكن است درجه او به امام حسين يا برادر يا پدر يا جد بزرگوارش برسد ؟!.
منزلت رسول اكرم- صلي الله عليه وآله – وائمه اطهار- عليهم السلام- بسيار بالاتر و ارزشمندتر از آن است كه كسي بتواند به آن دسترسي پيدا كند هر چند كه از نظر ايمان و عمل ترقي كند.   پاراگراف۲

آقاي كليني صيغه كردن را حتي براي يك بار مضاجعت! نيز جائز شمرده است.
فروع كافي ج5/460
اين را هم بدانيدكه براي زن صيغه شونده شرط نيست كه به سن بلوغ رسيده باشد، بلكه دختر ده ساله ! را نيز مي توان صيغه كرد!.
از امام صادق عليه السلام پرسيده شد : دختر كوچك را هم مي توان صيغه كرد ؟ فرمودند :
« بله ، مگر اينكه خيلي كوچك باشد كه فريب بخورد، پرسيده شد در چه سني فريب نمي خورد ، فرمود در ده سالگي»
فروع كافي(5/ 463) و تهذيب ( 7 / 255)
در اين روايت كه به امام صادق -عليه السلام- نسبت داده شده حد أقل سن صيغه ده سال در نظر گرفته شده ولي بنده مي گويم بعضي ها معتقدند كه دختر شير خوار! را نيز مي توان صيغه كرد!. براساس همین طرزتفکر است که امام خمینی حتي صيغه كردن بادختر شيرخوار را نيز جايز مي دانستند ، لذا فرموده اند:
« نزديكي با زوجه قبل از تمام شدن نُه سال جايز نيست و اما ساير لذت ها مانند لمس نمودن با شهوت و بغل گرفتن و تفخيذ حتي در شيرخوار اشكالي ندارد!! »
تحرير الوسيله جلد سوم با ترجمه فارسي مسأله12
دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم
. دلایل حرمت صیغه! 

    اما آنچه در نزد شيعيان اعم از عوام و فقهاء معروف است اين است كه صيغه را عمر بن خطاب حرام كرده است ، در حالي كه خود حضرت رسول (ص) در غزوة خيبر حرام بودن آنرا اعلان فرموده اند.
حديث اول : اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند:
( حرم رسول الله- صلي الله عليه وآله- يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية و نكاح المتعة )
تهذيب 2/186، استبصار3/142 وسائل الشيعة 14/441

شگفت آنكه علماي شيعه اين حديث را حمل بر تقيه كرده اند!ومعناي اين حمل آن است كه علي (ع) ويا راويان معتبر اين حديث از ترس سني ها به رسول خدا دروغ بسته اند واز قول او چيزي از خود درآ ورده اند!
حديث دوم : از امام صادق عليه السلام پرسيده شد: " آيا مسلمانان در زمان رسول خدا- صلي الله عليه وآله- بدون شاهد ازدواج ميكردند؟ فرمودند نخير" .
تهذيب 2/189
طوسي در توضيح اين روايت مي فرمايد:
« منظور از سؤال نكاح دائم نيست بلكه ازدواج مؤقت است، لذا اين روايت را در باب متعه آورده است»
بدون شك اين دو روايت براي نسخ حكم متعه وابطال آن حجت قاطع بشمار ميآيد، وامير المؤمنين- عليه السلام- حكم تحريم آنرا از خود نبي اكرم- صلي الله عليه و آله- نقل فرموده است ،پس امير المؤمنين نيز از روز خيبر حكم حرام بودن صيغه را دانسته وابلاغ فرموده است ، وبقيه ائمه نيز بعد ازايشان اين حكم را دانسته ونقل كرده اند، اينجاست كه مابين دو امر متضاد قرارميگيريم از يك سو روايات صريح و روشن كه حرمت متعه را ثابت ميكند وازسوي ديگر رواياتي كه باز هم به ائمه  منسوب است و عمل و بلكه ترغيب به آنرا ثابت مي كند، پس مسلمان بايد چه كند !؟
حقيقت اين است كه متعه حرام است چنانكه نقل صريح اميرالمؤمنين آنرا حرام ثابت ميكند واما روايات متناقضي كه به أئمه  منسوب است درست نيست بلكه همه اينها روايايتي است كه به نام آنان جعل شده است ، چگونه ممكن است چيزي كه رسول خدا- (ص) آنرا حرام فرموده و اميرالمؤمنين اين حكم را نقل كرده آنها با او مخالفت كنند، در حالي كه أئمه علم خود شان را از همين منبع گرفته اند، نسل در نسل اين علم به آنها منتقل شده است پس ممكن نيست أئمه به چيزي امر كنند كه رسول خدا از آن منع فرموده است ، اگر امام صادق عليه السلام حكم حرام بودن متعه را نمي دانست نمي فرمودند:
« نكاح بدون شاهد درست نيست»
بويژه اينكه سؤال اختصاصا در باره متعه است ، و ابو جعفر طوسي چنانكه ذكر كرديم آنرا درباب متعه آورده است.
پس ناممكن است كه امام صادق عليه السلام و أئمه قبل و بعد از ايشان چيزي را حلال كنند كه رسول ـصلي الله عليه وآله -آنرا حرام كرده است ، يا نعوذ بالله بدعتي پديد آورندكه در عهد رسول خدا نبوده است.    پاراگراف۳

در صحيح مسلم آمده كه پيامبر اكرم(ص) در روز فتح مكه فرمود:

يا ايهاالناس اني قداذنت لحم في الاستمتاع من النساء وان الله حرم ذلد الي يوم القيامه فمن كان عنده منهم شر فليخا سبيله ولا تاخذواممااتيتموهم شيا

يعني:هان اي مردم من پيش از اين درباره متعه گرفتن از زنان به شما اجازه داده بودم وهمانا كه خدااين كار را تا روز قيامت حرام كرده است پس هر كس زني براي متعه نزد خويش دارد آنرا براه خود رها كند ولي از آنچه بدانها داده ايد چيزي پس نگيريد..
بنابرين مشخص شد كه رواياتي كه به متعه يا صيغه ترغيب مي كند يك حرف آن از أئمه - عليهم السلام- ثابت نيست بلكه نيروهاي ستون پنجم و دشمنان قسم خورده اسلام كه منظور شان بد نام كردن امامان و توهين به آنان بوده است اين گونه روايات را جعل كرده اند، و إلا چگونه بايد توجيه كرد كه هر كس متعه نكند كافر است !، در حالي كه حتي از يكي از أئمه و حتي يك مرتبه هم ثابت نيست كه متعه كرده باشند، يا اينكه به حلال بودن متعه حكم داده باشند، آيا نعوذ بالله آنها دين ديگري غير از دين اسلام داشته اند؟
پس ديديم كه جعل كنندگان اين روايات جز دشمنان اسلام ودشمنان اهل بيت نمي توانند باشند و إلا نعوذ بالله از اين روايات تكفير اهل بيت ثابت ميشود ! پاراگراف۴

 

 رای قرآن کریم چیست؟

( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) (النساء:25)
و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه بازناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمينهايتان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند وخداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند ودوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كار ناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرر است ،اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است وخداوند آمرزگار مهربان است .
پس خداوند حكيم در كلام پاكش كساني را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسي ندارند دستور داده باكنيزها ازدواج كنند اگر به آن هم دسترسي نداشتند صبر كنند، اگر متعه حلال مي بود چرا دراينجا به عنوان آسانترين راه حل كه هر كس در هر شرايطي مي تواند به آن دسترسي داشته باشد طرح نگرديد؟!.

اما بزرگترین دلیلی که میتوان گفت دراسلام صیغه وجود ندارد این آیه است:

وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ) (النور:33)
-يعني
"كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگهدارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد.
پس علاج اين است كه انسان صبر كند و خودش را ازآلوده كردن به چيزهاي ديگر پاك نگهدارد تا خداوند شرايط ازدواجش را ميسر كند، اگر صيغه حلال مي بود ديگر لزومي نبود كه به استعفاف وانتظار امركند آشكارا مي فرمود صيغه كنيد .
ائمه (ع) اين واقعيت را به خوبي مي دانستند و در پرتوهمين واقعيت و فهم عميقي كه از قرآن داشتند ارشادات و فرمايشاتشان در تحريم متعه صريح و روشن است ملاحظه فرماييد:
عبدالله بن سنان ميگويد ازامام صادق عليه السلام درباره متعه پرسيدم فرمودند::
( لا تُدنّس نفسك بها) نفس خود را با آن كثيف مگردان.
بحار الانوار100/ 318
اگرمتعه حلال ميبود و اينقدر فضليت! ميداشت و شرط ايمان ميبود(و اعتقد بغير ديننا) چرا امام صادق عليه السلام چنين تعبيري از آن بفرمايند؟ حضرت به اين نيز اكتفا نكردند بلكه با صراحت حكم حرام بودن آنرا بيان فرمودند:
« از عمار روايت است كه گفت امام صادق عليه السلام فرمودند: ( قد حرمت عليكم المتعة) تحقيقا متعه برشما حرام شده است.
فروع كافي 2/48 ،وسائل الشعية 14/450
علاوه برآن امام صادق عليه السلام اصحاب خودشان را همواره سرزنش مي كردند واز صيغه كردن بر حذر مي داشتند لذا مي فرمودند:
«آيا يكي از شما خجالت نمي كشد كه در جاي پنهان و شرم آوري ديده شود آنگاه اين كردار ناپسند او به حساب برادران و ياران صالح و نيكو كارش گذاشته شود؟! »
فروع كافي 2/44. وسائل الشيعة 14/ 450.  پ
اراگراف ۵

رأي امام رضا(ع)
هنگامي كه علي بن يقطين ازامام رضا-عليه السلام- درباره متعه پرسيد جواب دادند:
« (ما أنت وذاك ؟ قد أغناك الله عنها ) تو را بامتعه چه سروكاري است خداوند تو را از آن بي نياز كرده است.
فروع كافي 2/43، وسائل الشعية 14/449
آري خداوند مردم را با ازدواج شرعي از متعه بي نيازكرده است ، لذا ثابت نشده كه كسي با زني از اهل بيت (ع)صيغه كرده باشد، اگر حلال مي بود و اينقدر فضيلت ! وثواب! مي داشت آنها حتما اينكار را مي كردند.

رأي امام باقر(ع)
وقتي عبد الله بن عمير به امام باقر- عليه السلام- گفت :
« أيسرّك أنّ نساءك وبناتك و أخواتك وبنات عمك يفعلن ؟–اي يتمتعن- فأعرض عنه ابوجعفر- عليه السلام- حين ذكر نساءه و بنات عمه»
-آيا خوشحال مي شوي كه همسران و دختران وخواهران و دختران عمويت اينكار را بكنند؟! يعني متعه كنند، امام باقر- عليه السلام –وقتي اين را شنيدند چهره خود شان را برگرداندند.
فروع كافي 2/42،تهذيب 2/186

واما علماي شيعه آخرين تيري را كه در تركش دارند با اين آيه رها كرده اند!!‌‌( فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن  )شگفتا كه اين آيه را ناقص مي خوانند ونادرست تفسير مي كنند زيرا دراين آيه ضمير جمع مونث منهن بكار رفته وضمير مرجع دارد وبه قبل از خود باز مي گردد وقبلا سخن از زنان منكوحه رفته است نه زنان متعه شده!بنابراين در اينجا مي فرمايد چون از ايشان (زنان نكاح شده)بهره يا بي كرديد كابين هاي ايشان را بپردازيد واين ربطي به متعه ندارد ومراد از لفظ اجورهن نيز همان مهر وكابين زنان است به دليل اينكه در باره مهر زنان عقدي يا منكوحه نيز در قرآن همين واژه مكرر بكار رفته است واگر لفظ استمتعتم هر كجا آيد بخواهيم ادعا كنيم كه مراد از آن متعه است در اينصورت با اين آيه چه مي كنيم كه مي فر مايد :اذهبتم طیباتکم فی حیاتکم الدنیا واستمتعتم بها فالیوم تجزون عذاب الهون بما کنتم تستکبرون فی الارض بغیر الحق وبما کنتم تفسقون

شما در دنيا استمتاع كرديد پس امروز عذاب خوار كننده را بچشيد.(احقاف 20)
پس هر مسلمان عاقلي به درستي ميداند كه صيغه حرام است و بدليل مفاسد و مضرات بسياري كه در پي دارد و به دليل مخالفتش باقرآن و سنت ،و سيرت و اقوال ائمه - عليهم السلام- به هيچ عنوان قابل تحمل و توجيه نيست، با توجه به آنچه عرض كرديم نصوصي كه گويا از فضائل! وثواب! متعه سخن مي گويند همه جعلي و قلابي است كه هيچ ارزش شرعي نميتواند داشته باشد چونكه با صريح قرآن و سنت رسول اكرم ـصلي الله عليه وآله- و عمل ائمه - عليهم السلام- و عقل و فطرت سالم تضاد آشكاردارد وپيامد هاي زشت و بيشمار آن كه به بعضي از آنها اشاره كرديم فقط تصورآن براي نفرت و انزجار از چنين عمل پليدي! كافي است.
دين اسلام آمده است كه به فضائل ترغيب كند و از رذايل باز دارد و مصالحي كه زندگي انسانها بر اساس آن استوارگرديده و رونق مي يابد را ترسيم و تقويت كند، و صيغه بدون شك نه تنها بر قيام و توانمندي پايه هاي زندگي كمك نمي كند، كه آنرا سست تر و ناتوان تر مي كند و بر فرض اگر يك مصلحت آني براي يك فرد تأمين كند مفاسد بيشمار ديگري را پديد مي آورد كه پيامدهاي منفي آن كل جامعه را دچار سستي و ورشكستگي مي گرداند. خلاصه کلام صیغه بدعت است -ضد فطرت است -خلاف آیات نکاح است-مخالف سنت پیامبراست -صیغه اشاعه بی عفتی در جامعه است-حاصلش بچه های بی پدر وسرراهی است.....پاراگراف۶

+ نوشته شده توسط جعفر در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 20:47 |
مطالب مربوط به جواب غاصبين فدك در بخشهاى گذشته ذكر شد. گذشته از اينها دوگونه گيهاى واضحى در سخنان و عمل آنان بچشم مى‏خورد كه دانستن آن براى مدافعان فدك لازم است:
1. چندگونه‏گى در حديث جعلى. حديث «النبى لايورث» كه به عنوان پشتوانه‏ى غصب فدك جعل شده بود در گفته‏هاى غاصبين به صورتهاى مختلف نقل شده است. گاهى به دو كلمه اكتفا شده و گاهى پسوند مفصلى به آن اضافه شده، و گاهى قالب كلام ديگرگونه است. بايد همچنين باشد چرا كه وقتى اصل مطلب جعلى شد اضافه و كم كردن بر آن جز زياده بر جعل چيزى ديگر نخواهد بود.
گاهى مى‏گفتند: «پيامبران ارث نمى‏گذارند». گاهى اضافه مى‏كردند كه: «پيامبران علم و حكمت و نبوت را به ارث مى‏گذارند». گاهى اضافه‏ى ديگرى هم به ميان مى‏آمد كه: «آنچه از او باقى بماند صدقه است»، و گاهى سخن اول را فراموش مى‏كردند و به نفع خود آن را تغيير مى‏دادند كه: «هرچه از او بماند در اختيار ولى امر است كه هرگونه مى‏خواهد به مصرف برساند»! (1)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جعفر در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 17:41 |
Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:43 |
+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:42 |
+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:41 |
+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:41 |
+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:41 |
+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:40 |
+ نوشته شده توسط جعفر در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 23:40 |